صفحه اصلي تماس با ما خرید رپورتاژ آگهی


موضوعات سايت
دانلود نرم افزار
مالتی مدیا
موبایل
بازی کامپیوتر
بازی کنسول
موسیقی
اس ام اس
گالری عکس
طنز
آپدیت آنتی ویروس ها
متفرقه
گرافیک
آموزش
فونت
بهداشت و سلامت
اطلاعیه های سایت
انشاء
تبلیغات

تبلیغات


سفارش رپورتاژ آگهی

مردی که در اتاقش را قفل می زد (حکایت)

مردی که در اتاقش را قفل می زد (حکایت)

مردی که در اتاقش را قفل می زد (حکایت)

حکایت های مثنوی معنوی


می گویند که ایاز غلام سلطان محمد غزنوی ، در آغاز چوپان بود و با گذشت زمان ، در دربار پادشاه صاحب منصب شد. او اتاقی داشت که هر روز صبح به آن سر می زد و وقت خروج بر در اتاق قفلی محکم می زد تا این که درباری ها گمان کردند ایاز گنجی در اتاق پنهان کرده است و موضوع را از سر حسادت به گوش شاه رساندند .

پادشاه دستور داد وقتی غلام در اتاقش نیست در را باز کنند و گنج نهان را به محضر شاه بیاورند. به این ترتیب 30 نفر از بدخواهان به اتاق ایاز ریختند و قفل را شکستند و هرچه گشتند چیزی نیافتند جز یک چارق کهنه و یک دست لباس مندرس که به دیوار آویخته شده بود.

به این ترتیب دست خالی پیش شاه برگشتند و آنوقت سلطان به خنده افتاد که « ایاز مردی درستکار است . آن لباس های مندرس مربوط به دوره چوپانی اوست و آنها در اتاقش آویخته است تا روزگار فقر و سختی اش را به یاد داشته باشد و به رفاه امروزش غره نشود.

هدف مولانا داستان ایاز، این است که مخاطب هایش در هر جایگاهی که هستند همیشه پوستین کهنه روزگار سختی را برای خودشان نگه دارند تا قدرت، آنها را مغرور و غافل نکند.




صفحه اصلي
بازديد : 317 | تاريخ : پنج شنبه 29 / 07 / 1395 | توسط : محمد | نظرات :

ارسال نظر براي اين پست

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آمار سايت
کاربران
آنلاين : 8
بازديد
بازديد امروز : 3
بازديد ديروز : 2
بازديد کل : 3

چت روم قانون جذب خرید بک لینک بک لینک چیست
فروش تبلیغات متنی